دامن کلماتم
واژگان هر گوشه
وصله های شعر من
بی تابی دستهایم
شب است.....
دیجور شبی با خیال بافتن
ناب سپید نظم
از کنج ذهن .....
8888888888888
خوب من هزار بار
خوب لب های تو –دور-
از فاصله میبوسمت
در خواب من می آیی
از جلگه های لبریز خیال
از کناره شگرف احسا س خالصم
می رویی
می رویی
باورم نمیشود که انگشتهای التماس من
در قربت آرزویت
هجو میشوند
باور نمی کنم گلخند اشکهای من
پر شور و پر نیا ز
آهوی چشمهای ترا
دنبال می کنند.
ای خوب من هزار بار
"مریم گلی"
از عمق فصلهای زرد انتظار
از کهکشان دور تمنایم
روزی ترا
نه حباب گونه
بیدریغ
بوسه می زنم
ژانویه"
انتهای دلتنگی هاست
۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷
حست در امیخته با قند
بار لبانت الماس گلخند
شکر زده عمق نگاهت
شهد سمرقند
باریده ژرف ژرف مهر تو لبخند
از هر وجودت هر تکه هر بند....
